به گزارش بینش ملی، شهر، فقط مجموعهای از خیابانها و چهارراهها نیست؛ شهر آیینهای است که رفتار ما را هر روز، بیسانسور، به خودمان نشان میدهد. کافی است پشت فرمان بنشینیم یا از خط عابر پیاده عبور کنیم تا بفهمیم فرهنگ ترافیک، نه یک قانون خشک، بلکه روایتی زنده از اخلاق اجتماعی ماست.
فرهنگ ترافیک از لحظهای آغاز میشود که رانندهای تصمیم میگیرد چند ثانیه دیرتر برسد اما جان کسی را به خطر نیندازد. از جایی که عابر پیاده به چراغ قرمز احترام میگذارد، حتی وقتی خیابان خلوت است. اینجاست که میفهمیم «رفتار صحیح» نه از ترس جریمه، بلکه از درک مسئولیت جمعی شکل میگیرد.
امروز بزرگترین چالش ترافیکی شهرها، کمبود آسفالت و پل نیست؛ کمبود صبوری است. عجلهای که ما را به سبقت غیرمجاز میکشاند، بوقی که جای گفتوگو را میگیرد و نادیده گرفتن حق تقدم، همه نشانههایی از فراموشی یک اصل سادهاند: خیابان، سهم همه است.
اگر بخواهیم فرهنگ ترافیک را ارتقا دهیم، باید آموزش را از تابلوها فراتر ببریم و به زندگی پیوند بزنیم. کودکانی که پدر و مادرشان پشت خط عابر توقف میکنند، بیش از هزار بروشور آموزشی یاد میگیرند. رانندهای که به موتورسوار راه میدهد، ناخودآگاه یک پیام فرهنگی مخابره میکند؛ پیامی که سریعتر از هر کمپین رسمی منتقل میشود.
نگاه خلاقانه به ترافیک یعنی تبدیل قانون به عادت، و عادت به احترام. یعنی بهجای «حق با من است»، بپرسیم «امنترین کار کدام است؟». یعنی باور کنیم هر رفتار درست ما، زنجیرهای از رفتارهای درست را در شهر فعال میکند.
هفته حملونقل فرصتی است تا یادمان بیاید توسعه واقعی، فقط در خرید اتوبوس و ساخت بزرگراه خلاصه نمیشود؛ توسعه از جایی شروع میشود که شهروند، خودش را جزئی از راهحل بداند، نه قربانی ترافیک.
شاید تغییر فرهنگ ترافیک از یک توقف ساده پشت خط عابر شروع شود؛ توقفی کوتاه، اما با اثری بلندمدت. اگر هرکدام از ما سهم خود را درست ادا کنیم، خیابانها نه میدان رقابت، که مسیر همدلی خواهند شد.




ثبت دیدگاه